اندیشه هاى عقیده ساز سطح دو

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    اندیشه هاى عقیده ساز سطح دو عقایدى هستند كه به تفاوتهاى میان ادیان الهى مربوط مى شوند. كسى كه توحید و معاد را پذیرفته است حالا میخواهد دینى را انتخاب كند كدام دین را انتخاب كند، دین اسلام، یا مسیحیت، كدام دین الهى؟ این ادیان در عقیده هاى سطح یك مشتركند ولى تفاوت آنها در نوع دین الهی و پیامبر آن است. اسلام موضعش در مقابل عقیده هاى سطح دو كه نسبت به آن عقاید مشترك بین ادیان الهی در سطح دوم قرار دارد. چیست؟ اسلام طبعا نمى گوید كه همه ادیان درست هستند، معنى ندارد كه اسلام بگوید هم اسلام درست است و هم مسیحیت و هم یهودیت. آنچه به عنوان پلورالیزم امروزه مطرح است. معانى و تفسیرهاى مختلفى براى پلورالیزم مطرح شده است. یكى از آنها این است كه ما حق و باطل نداریم، همه چیز حق است كه نظریه افراطى در این زمینه هست.

    معنى دوم پلورالیزم این است كه بگوییم ادیان مختلف هركدام بهره اى از حقیقت دارند، بخشى از حقیقت در یهودیت و بخشى از حقیقت در مسیحیت و بخشى از آن هم در اسلام هست. ما نه یك دین باطل محض داریم و نه یك دین حق محض! پس همه ادیان هم در آنها باطل است و هم در آنها حق است. پس ما نمى توانیم بگوییم یك دین حق است. چون همه حقیقت در یك دین موجود نیست. این نظریه پلورالیزم است كه خیلى هم طرفدار دارد. ولی این نظریه درباره اصل دین ناب و خالص اسلام و یا هر دین دیگر معنى ندارد. چطور مى شود خداوند پیامبرش را بفرستد و تأكید بر یك شریعتى بكند، بعد بگوید شرایع دینى دیگر هم كه در بسیاری از دستورات خود با این دین مخالفند صحیح اند؟

    ولى ما چه برخوردى با آن دینى كه حق نیست باید بكنیم؟ در اینجا لااكراه فى الدین مى آید. لااكراه فى الدین در مورد عقاید و اندیشه هاى سطح دو است نه سطح یك. اسلام یك برخورد ملایم ترى بااین عقیده هاى باطل سطح دو مى كند. اجازه ترویج در سطح جامعه را به آنها نمی دهد، ولى به پیروان آنها مى گوید آئین خودتان را داشته باشید، بر دین و عقیده و شریعت خود بمانید، حتى آموزش و تعلیم و تربیت را به اساس دین خود داشته باشید. یعنى شما پدران و مادران یهودى و مسیحى اجازه دارید بچه هاى خودتان را هم بر اساس عقاید باطل خودتان پرورش بدهید، یعنى اینقدر اسلام با اینها تسامح را پیش گرفته كه اجازه تربیت و پرورش و آموزش انحرافى را به بچه هاى معصومشان مى دهد. این برخوردى است كه اسلام با عقاید باطل سطح دو دارد. اجازه بحث علمى به اینها مى دهد، مى گوید مى توانید در محافل علمى، از آیین خود دفاع كنید، مناظره كنید و ثانیا در محیطهاى خودشان مى توانند آزادانه كار تبلیغى انجام بدهند ولى به آنان اجازه تبلیغ و ترویج اندیشه هاى باطلشان را در جامعه اسلامى و جوامع دیگر نمى دهد.اندیشه هاى سطح دو هدف ساز نیستند بلكه راهنماى انسان هستند. یعنى مسیر زندگى را مشخص مى كنند. اندیشه هاى سطح یك هدف زندگى را مشخص مى كنند و این اندیشه هاى سطح دو راه رسیدن به آن هدف را به ما نشان مى دهند. اختلافى كه در بین ادیان الهى است در اندیشه هاى سطح دو است كه این اختلاف در واقع در مورد راه زندگى است .البته بهتر است لفظ اختلاف را نگوییم بگوییم تفاوت راه. این اندیشه ها در صورتى كه باطل باشند هدف و جهت را مخدوش نمى كنند بلكه راه را درست نشان نمى دهند. اینها اجازه حضور رسمى در جامعه را دارند، اسلام براى صاحبان این عقاید احترام انسانى قائل شده ولى ترویج آنها را به عنوان راه ضلال اجازه نمى دهد.

    مسئله اى كه در اینجا قابل ذكر است این است كه اگر كسى در این عقاید سطح دو انحراف برود و از مسیر حق خارج شود آیا از نظر اسلام، از حرمت انسانى برخوردار است یا نه؟ در صورت برخوردارى از حرمت انسانى آیا از احترام و شأن مساوى با مسلمانان برخوردار الست یا خیر؟از احكام اسلامى مى توان استفاده كرد كه این گروه از حرمت و كرامت انسانى برخوردار هستند. حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)در نهج البلاغه مى فرماید: امّا اخ لك فى الدین او نظیر لك فى الخلق یك شهروند جامعه اسلامی یا برادر دینى توست و یا همنوع تو، یك انسان است. طرز برخورد اسلام با اینها نشان دهنده این است كه اسلام براى این گروه ارزش انسانى قائل است و به همین دلیل حقوق انسانى را براى آنهامی پذیرد. یعنى هر جا حقى مربوط به شخصیت انسانى باشد این حقوق را براى این افراد قائل است. حق امنیت، حق انسانى است. حق دفاع از خود، حق احقاق حق، كه بروند در دادگاه از حق خود دفاع كنند … این حقوق را درست مانند یك انسان مسلمان دارند.

    و اما آیا این افراد از حق مساوى با مسلمانان برخوردارند؟ خیر! دیه آنها با مسلمانان یكى نیست. اصل اینكه خون اینها محترم است، جانشان محترم است، جاى بحث نیست. اما اینكه اگر این خون ریخته شد، اینجا اسلام بین مسلمان و غیر مسلمان فرق گذاشته است. زیرا آنها در حقوقى كه فراتر از اصل انسانیت فرد براى او در نظر گرفت با مسلمانان متفاوت هستند.

     

    نویسنده : آزاده سعادت بازدید : 86 تاريخ : يکشنبه 9 آذر 1393 ساعت: 14:01
    برچسب‌ها :