اومانيسم يا انسان‌محوري

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    اومانيسم يا فرهنگ‌ انسان‌محور، خصيصه غرب مدرن است و آن را از تمامي دوره‌هاي ماقبل خود و نيز دنياي شرق متمايز مي‌كند. در تفكر مشرق‌زمين، انسان و جهان در ذيل محوريت خدا قرار مي‌گرفت. اما در تفكر جديد غربي، مبدأ و منشأ و غايت همه ارزش‌ها، بشر مي‌شود. در نگاه اومانيسم «انسان مقياس همه چيز است»، اين جان كلام اومانيسم است.
    رويكرد اومانيستي انسان را موجودي قائم به خود فرض مي‌كند كه اين موجود قائم به خود، هم محوريت و هم اصالت دارد، حتي اگر از خدا يا جهان بحث شود، ذيل انسان و اصالت انسان بايد مطرح شود. اومانيسم يعني اين‌كه شما هستي را به گونه‌اي تعريف كنيد كه انسان در اين تعريف، ميزان و معيار همه ارزش‌ها و امور پنداشته شود. اومانيسم به بشر اصالتي مي‌دهد كه اين اصالت در واقع جايگاه واقعي او در هستي نيست چون بشر نهايتاً يك مخلوق است، با يك سري استعدادها و توانايي‌هاي فوق‌العاده و در عين حال ناتواني‌ها و محدوديت‌هاي بسيار، يعني انسان موجود مطلق هستي نيست. در انديشه اومانيستي، انسان قانون‌گذار است و به عنوان خداي هستي حداقل در بخش تشريع فرض مي‌شود. به عبارت ديگر ربوبيت تشريعي به انسان سپرده مي‌شود. در اومانيسم انسان نه در پرتو توانايي‌هاي الهي و فطرت ديني‌اش بلكه در پرتو خواسته‌هاي نفساني‌اش تعريف مي‌شود يعني انسان عمدتاً با غرايز و خواست‌هاي دنياي‌اش و در افق لذت‌طلبي‌، قدرت‌طلبي، ثروت‌طلبي و لذت‌جويي تعريف مي‌شود.
    يكي از نكاتي كه از نتايج اومانيسم محسوب مي‌شود اين است كه انسان معتقد به اين اصل، ديگر انسان‌ها را به عنوان ابزار و ابزارهايي براي خواست‌هاي خود مي‌بيند و رابطه استثماري با آن‌ها برقرار مي‌كند. وقتي قرار شد استعدادهاي انساني شكوفا نشود و مورد توجه قرار نگيرد و يا اگر مورد توجه قرار بگيرد در پرتو استعدادها و توانايي‌هاي غيروالاي او باشد. اين امر موجب نوعي از خودبيگانگي خواهد شد. اين موضوعي است كه از قرن نوزدهم، فيلسوفان غربي به طور جدي به آن پرداخته‌اند. اولين بار تعبير از خودبيگانگي را هگل يكي از فيلسوفان مغرب‌زمين در فلسفه معاصر غرب مطرح كرد. از ديگر متفكريني كه به اين مقوله پرداخته‌اند مي‌توان از ماركوزه نام برد كه در كتاب معروف انسان تك ساحتي به طور جدي به اين مسأله مي‌پردازد. به طور كلي مي‌توان گفت اومانيسم به عنوان صنعت اصلي عصر مدرن است كه از خودبيگانگي را ايجاد مي‌كند. اين برداشت عميق‌تر را هيديگر نيز مطرح مي‌كند.

    نویسنده : آزاده سعادت بازدید : 126 تاريخ : پنجشنبه 13 آذر 1393 ساعت: 7:58
    برچسب‌ها :